مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
282
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
خود را مىكردند . از آنكه « 82 » مىگفتند : ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى « 83 » . پس تا ايشان [ را ] مقرّب عند اللّه « 84 » نمىدانستند ، توقّع آن [ كه ايشان سبب قرب گردند و مقرّب ايشان باشند ] نمىكردند . و ديگر آنكه : اثبات شفاعت كردن مر ايشان را مىكردند ، و هرآينه صفتى است كماليّه مر شفيع را . پس اگر نوح - ع - از راه تشبيه [ كه ايشان به آن مستأنس بودند ] با ايشان در مىآمد ، سخن او هم در تشبيه و هم در تنزيه قبول مىافتاد ؛ و تصديق نوح به رسالت مىكردند . امّا حال آن بود كه : دعوت ايشان گاه به آشكارا - يعنى : بسوى ظاهر - مىكرد ؛ يعنى : من حيث صورهم و ظواهرهم ؛ و گاه دعوت ايشان پنهان مىكرد . يعنى : بسوى باطن من حيث عقولهم و روحانيّاتهم . لاجرم متنفر مىشدند ؛ و قبول نمىكردند . و به حكم ضرورت ، « هزار كم پنجاه سال » با ايشان ساخته بود ؛ و تصبّر و تحمّل نموده بود . چون كار به نهايت رسيد ، و مخالفت بهغايت انجاميد ، طلب ستر ذوات ايشان كرد ؛ تا وجود ايشان از ميانه برخيزد ؛ و مستتر گردد ؛ گفت : اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً « 85 » . پس نفس ايشان متحمّل اين معنى نشد كه : در فناء ذات خود كوشند از دو جهت : يكى آنكه : نفس انسانى مجبول است بر محبّت اعيان و ذوات خود . و دوّم آنكه : مقاومت با نفس امّارهء خويش نمىكردند ؛ لضعفهم و عدم قدرتهم بانفسهم على ذلك .
--> ( 82 ) - ن : مىكردند كه مىگفتند ( ت ) . ( 83 ) - ق ( س 39 - 3 ) ما نعبد . ( 84 ) - ن : مقرب الى اللّه ( ش ) . ( 85 ) - ق ( س 71 - 10 ) استغروا .